محمد ابراهيم آيتى

613

تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )

به روايت ابن اسحاق : پس از خطابه خواندن عطارد و ثابت [ 1 ] ، « زبرقان بن بدر » شاعرشان شعرى چند گفت و « حسّان بن ثابت » به دستور رسول خدا وى را پاسخ داد [ 2 ] . از گفتهء ابن اسحاق و يعقوبى معلوم مىشود كه رسول خدا بعضى از اسيران را آزاد كرد ، و براى بعضى هم سربها گرفت [ 3 ] . جهت پيش آمد اين سريّه - چنان كه اشاره شد - آن بود كه « بسر بن سفيان » براى تحويل گرفتن زكاتهاى « بنى كعب » ( طائفه‌اى از خزاعه ) رهسپار شد ، خزاعيها مواشى خود را در اختيار وى گذاشتند تا زكات آنها را برگيرد ، امّا « بنى تميم » كه در مجاورت خزاعيها زندگى مىكردند ، به آنان گفتند : مال خود را بىجهت به آنان ندهيد و فراهم شدند و شمشيرها از نيام كشيدند ، و بسر را از تحويل گرفتن زكاتها مانع شدند [ 4 ] . « بنى كعب » گفتند : ما مسلمان شده‌ايم و ناچار به حكم دين اسلام بايد زكات بدهيم . « بنى تميم » گفتند : به خدا قسم كه : از بيرون بردن يك شتر هم جلوگيرى مىكنيم . ناچار « بسر » به مدينه آمد و پيش آمد را به رسول خدا گزارش داد .

--> [ 1 ] - ر . ك : سيرة النبى ، ج 4 ، ص 207 - 208 ، چاپ مصطفى الحلبى 1355 . طبقات ، ج 2 ، ص 161 ، چاپ بيروت 1376 و امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 435 - 436 ، چاپ قاهره ، 1941 . م . [ 2 ] - ر . ك : سيرة النبى ، ج 4 ، ص 208 - 212 ، چاپ مصطفى الحلبى 1355 و امتاع - الاسماع ، ج 1 ، ص 436 - 438 . م . [ 3 ] - سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 270 ، چاپ حلبى 1355 . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص - 74 ، چاپ بيروت ، 1379 . م . [ 4 ] - امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 434 . م .